la passion de dodin bouffant
زندگی بهم ثابت کرده که اونقدر عمر نمیکنی که بتونی تجربه های بکر زیادی کسب کنی، نه اینکه من از گوربرخاسته باشم نه! اما حادثه ها بهم آموختن در لحظه بفهمم! صد حیف که نمی فهمم. عمر اونقدر کوتاهه که فقط ممکنه یکبار یکشب با دیدن یک فیلم اونقدر کیف کنی که حتی نتونی از جات جُم بخوری! حتی نتونی از حالت نشسته به درازکشیده تغییر وضعیت بدی! همین قدر کوتاه! و من احساس می کنم فیلمی که باید در عمر هشتاد نود ساله ی کوتاهم! می دیدم و کیفور میشدم رو امشب دیدم!
از ارادتم به ژولیت بینوش این زن اغواگر و جادویی هر قدر بگم کم گفتم و حالا تصور کن ژولیت بینوش مقابل بونوآ ماژیمل قراره بگیره چه ترکیبی! چه ترکیبی! احساس می کنم دو ساعت و ۱۵ دقیقه تمام ناپلئونی گاز زدم و خاک قند ریخته روی لباسم و چای سر کشیدم!ا ین فیلم به تحقیق برای من جز بهترین فیلم ها قرار گرفته و الحق که آقای ترانآن هونگ جایزه بهترین کارگردانی کن نوش جونت و از شیر مادر بهت حلال تره!
اینکه یک مرد بتونه این عاشقانه رو اینقدر زیبا تصویر کنه یک چیزه! اینکه قاب رو با هوس ببنده! بدون لحظه ای صحنهی جنسی چیز دیگر و اینکه بتونه هوس رو سوار بر هوس چشیدن و لذت کنه اما در مسیر دیگر واقعا ناب و بی بدیله!. منِ سینما ندونِ دور از جهان تصویر چنان با چرخش دوربین و کادرها جادو شدم که ای کاش این فیلم رو ندیده بودم و میشد هزاران بار از اول ببینمش!

بشینید به تماشای «طعم چیزها » یا «اشتیاق دودن بوفن» اما نه به تنهایی، اینو باید کنار کسی که بسیار شیفتهی حضورش هستین ببینید و ناخورده مست بشین! تمام فیلم شراب و چشیدنه اما تماشاچی با جادوی تصاویر بدون نوشیدن مست میشه و این اعجاز سینما و معجزه ی کارگردان فوق العاده ی این اثره... آخ که نمی تونم تعریف نکنم، این فیلم از یک اثر هنری فراتره و باید تو موزه اکران میشد!
پ.ن: اشتیاق!!! اشتیاق دودن بوفن آه خدای من عجب اسمی، چه چیزی جز شوق ، اشتیاق و شیفتگی! میتونه این احساس رو به درستی منتقل کنه!
دلم میخواد سکانس به سکانس بشینم و حرف بزنم ازش، ولی صحنه ی محبوب من اونجاست که دودن به اوژنی میگه می تونم غذا خوردنت رو تماشا کنم! و با تایید اوژنی، دودن میره و صندلی میاره و میشینه به تماشا :) صحنه ای فوق العادهست فوق العاده!.


