سکوت به احترام سوسکِ متوفی وسطِ معرکه!
هر خان که در حال عبوره، پیش خودت از رنج مضاعف مچاله میشی میگی، این خان چقدر سخت بود! فکرشم نمیکردم! دارم له میشم بابا!!!، یه ندایی درونت میگه یه کم دیگه طاقت بیار، این خان دیگه آخراشه، صبور باش که خان بعدی صبح امیدت رخ نشون میده و اوضاع تو چنگته!
من الان از خان بعدی که فکر می کردم آسون تره: چِکچِک مداوم استخوان ها!

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۱ ساعت 0:22 توسط نارنج دونه

