از شرِ زمانه‌ی پر فریب پناه بر شما. از رنجِ بی امانِ زیستن پناه بر شما. از چنگالِ دنیا این عروس هزار داماد پناه بر شما. از بغض و کینه و درد پناه بر شما. از نَفْس سیرنشدنی و وحشی پناه بر شما. از تعب روزگار ناجوانمرد پناه بر شما. از شیفتگی و سنجاق شدن به دنیا پناه بر شما. از هر چه سیاهی و غمِ ناگفتنی پناه بر شما. از هتک حرمت های درک نشده پناه بر شما. از غربت های لافهم پناه بر شما. از بی پناهیِ محض پناه بر شما.آخرش هزار دنیا بیاید و برود مگر اندکی بفهمیم که شما که بودید و چه کردید و خب راستش از این ادراک ضعیف و درکِ معلول مان پناه بر شما.
اگر این روزها پناهی چون شما نبود که بدان پناهنده شوم چه!