چرا ما انقدر نزدیک می‌نشستیم! شاید به خاطر این بود که می خواستیم اولین کسی باشیم که تصاویر رو دریافت می‌کنه، تا وقتی که اونها نو و تازه هستند، قبل از اینکه اونا از ردیف های پشت سر ما بگذرند و قبل از اینکه اونا ردیف به ردیف، تماشاگر به تماشگر رد بشند، تا اینکه فرسوده و‌ دست دوم بشند، به اندازه تمبر پستی، و به اتاق آپارتچی برگردند، و ممکنه که صفحه نمایش در واقع یه پرده باشه که ما رو از دنیا جدا می‌کرد...

پ.ن: دیالوگ‌های متیو در فیلم The dreamers که انگار از زبون من در اومدن، در مورد نشستن روی صندلی های جلوی سینما و‌ دیدن فیلم های تازه اکران.

پ.ن: این فیلم رو در محضر خانواده یا حتی رفقا نبینید؛ دست به اهل بیت میبره! تنها ببینید تنها.