برایم بخوان؛
اگر پولدار بودم کسی را میگماردم شب ها کنار تختم بنشیند و ساعت ها با لحنی شمرده و صدایی یکنواخت برایم کتاب بخواند؛ با این همه لذت رسیدن به صفحات پایانی هر کتاب باید برای خودم محفوظ میماند.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 22:56 توسط نارنج دونه