الهامم شده بود به ساعتِ دو و چهل و پنج دقیقه بامداد؛
چه فرقی میکرد که فصلش نبود و تابستان بود! اصلاً نقل این داستان ها نیست که نیست، این چیزها دست من و تو نیست!، و ناگهان بهار من از راه رسید...

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۰ ساعت 2:45 توسط نارنج دونه