چقدر خدا رو شکر کنم بابت بودن در کنار شماها که دوست داشتن رو از روی کامنت گذاشتنتون میفهمم ! چقدر شکرش کنم چقدر ؟!! قصد نداشتم آپ کنم اما نمیتونم صبر کنم و ببینم این طوری نگرانی به خرج میدین توی کامنتای خصوصی ! دوستتون دارم و خدای شما رو دوست دارم چون شما رو به من هدیه داده
*من هنوز مادر نیستم ! البته فعلا نمیدونم شایدم هستم و خودم خبر ندارم یکی توی کامنتا گفته که این نوعشم یه جور توفیق اجباری هستش خیلی با حال گفته این یارو حالا خودتون پیداش کنید
حالم نسبتا بهتره و امروز به معنای واقعی با مومو عاشقی کردیم البته که خدا رو شکر
*امروز صبح بود ! باید میرفتیم آزمایش هورمون و تروئید میدادم اومدم خونه قش کردم رو تخت تازه توی عوالم خواب بودم که مومو زنگید
لباس پوشیدی ؟
من: نع 
چرا؟
من:حالا بیا بهت میگم 
چشممو که باز کردم کلید انداخت و اومد تو خودمو بلند کردم به زور و رفتم توی پاگرد
چرا نمیخوای بیای؟!
من: خوابم میاااااااااد 
بدو لباس بپوش ببینم 
من و اون هر دو قهقهه زدیم و من افتادم توی بغلش
(علتش نامعلوم!)
مومو بریم آزمایشگاه دکتر "ع" ! نع بریم آزمایشگاه دکتر " ا " !!! باشه
درعوض بعدش میریم کله پاچه میخوریم با هم نارنجدونه باشه ؟
اووووووکی
وارد آزمایشگاه که شدیم نا خوداگاه میخواستم عقب عقب برم از بس شلوغ بود ، به سمت پذیرش رفتنم و دفترچه رو از کیفم در آوردم اصلا متوجه دکتر نبودیم هم من و هم مومو داشت پشته پذیرش با یکی حرف میزد تا ما رو دید اومد و دفترچه رو گرفت ! بشینین !!! بعد کلی نوبتمون شد و وقتی قبض جواب رو دیدیم این طوری شدیم
آزمایشم ۲۴ تومن بود که ۱۷ تومنشو خودمون و بقیه رو باید بیمه میداد که به حق آشناییت و پارتی و اینا کلا رایگان شد
!

از آزمایشگاه که اومدیم بیرون مومو گفت خوب حالا ۲۴ تومن رو دستمون مونده باید یه طوری خرجش کنیم
رفتیم که کله پاچه بخوریم که مقصد مورد نظر تموم کرده بود و من پیشنهاد دادم بریم کباب و جگر بخوریم که مومو هی میگفت من هوس کردم کله پاچه ؛ منم میگفتم میدونم اگه نخوری بچت کج میشه
دیگه تو راهه رفتن به جیگرکیه چرکولکی بودیم که یه کله پزی دیدم و لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود گفتم مومو کله پزی و مومو همچنان
دیگه به دووووو به سمت مقصود
! البته شوخی کردم من کله پاچه دوست دارم اما واقعا هر دومون خیلی داریم چاق میشیم و مومو بیشتر از من شکمش از کمربندش داره میزنه بیرون من بدم میاد
! جاتون سبز و با طراوت
یییییییک آبگوشت مغزه مشتی زدیم تو رگ و اومدیم بیرون یه مقدار شیرینی کشمشی داغ خریدیم با این که خلوت بود به عشقه اتوبوس سواری ، اتوبوس سوار شدیم و دیگه سر کوچمون هم کلی وسایل پیتزا خریدیم و خوراکی و خلاصه دخله ۲۴ تومنه سود رو در آوردیم ما کلا جنبه ی سود کردن نداریم
!
پ.ن:رشته خشکار نمیدونین چیه ؟! یا نه؟
پ.ن: یه روز نشسته بودیم توی خونه ی مومو اینا و قرار بود که چای و رشته خشکار بخوریم که چایشو خواهر شوشو کوچیکه و رشته خشکارشو مومو قرار بود سرخ کنه بعد کلی زمان مومو اومد با یه بشقاب رشته خشکار که خیلی سرخ شده بود و کاملا قهوه ای شده بود شکرش زده بود بیرون و سوخته بود(به قول لیلی
) آآآآآآآآآآآآما قابله خوردن بود ! مادر شوهری که یکی خورد گفت : یه طعمی نمیده؟
مومو: نه بابا تازه است! فقط شکرش زده بیرون!
منم خوردم و دیدم راستکی یه مزه ی شوری داره ! بعد از تحقیقاته به عمل امده و کلی زیر و رو کردنه مومو فهمیدیم موموی جانمون
رفته رشته خشکار رو توی روغن سرخ کردنی مربوط به سیب زمینیه نمکی سرخ کرده و تمومه نمکه روغنه سیب زمینی گرفته به رشته خشکاره شیرین و در نهایت شور شده! آآآآآآآآآآآآآآی خندیدیم 
پ.ن: میدونم که باید به یه متخصص دیگه هم رجوع کنم !
پ.ن: همچنان یادتون باشه که استاد سمیره عزیزمون برگشته


شوخی میکردم بچه چیه ؟ ما هنوز خودمون بچه ایم !!!! من :
آخه تا به حال بعد عروسی من اجازه نداده بودم مومو نه غذا بپزه نه ظرف بشوره چون خیلی وسواسم توی این کارا 
هیچی نشده اونم شانسه منه همه میخوان امتحان بگیرن این هفته دیگه همونطوری روی کتاب خوابم برد بیدار شدم مومو پشت در بود در رو باز کردم یه کم جلف بازی
در آوردیم از خودمون و بعدش دیگه میز رو آماده کردم و صبحونه خوردیم و شیرجه تو تخت واسه خواااب وای بارون میاومد زیر پتو خیلی گرم بود و خواب چسبید و یه کم عشقولی شدیم و بعدش نفهمیدم کی هر دومون بی هوش شدیم
دیگه نزدیکای ۱۲ بود که به خودم اومدم مومو داشت با اف اف صبحت میکرد و میگفت : سلام سمی خانوم و اینا ... دیگه تا به خودم اومدم مومو گفت : سمی داره میاد بالا من :
مومو گفت مطمئنی گفتم آره دیگه زنگ زدم مامان اینا دنبالم نیان .


لبخند در کمال خونسردی !!



.......

یعنی کجا مونده من میترسم

تازه ما سانس آخر رفته بودیم خیلی خلوت بود ۱۰ تا صندلی بشمر از سمت چپه ما برو پایین دو نفر دیگه داشتن >>> 

چقدر ما ایرانی ها دوست داشتنی هستیم عشقه هر چی ایرانی بچه مرشد بشمووووووور 





، میدونین چیه دوست دارم بدونم واقعا دلش بچه میخواد !!!! 
خوب نیست ... بازم گشتم اما دیگه سایزه مینو گیرم نیومد که مومو گفت بریم ا ن ز ل ی خودمون بهتره جنساش (جسارت نشه البت !)


بعدش همش منو اونجا اذیت میکردن که قبل عروسی هم ترشی دوست داشتی یا نه بعد عروسی علاقه مند شدی
من نمیدونم شما بگید یعنی این ۱۴۰ تومنی که هر ماه تقدیم جناب صابخونه میکنیم حلاله یا حروم ؟ ما بابت تو سرما بودن داریم بهش پول میدیم یا گرما بودن ؟؟؟

